|
درزیر چکمه های آهنین صهیونیست
فلسطینی متین مظلومانه میزیست
بازبانی کودکانه لب را گشود
وای بر دشمن که خاکم را ربود
تاریک نموده است ستاره درخشان من
پژمرده است زیتون درختان من
در بندوزنجیر زمین آزاده ام
سر خروست زخون دیار وآباده ام
نا لا ن وغمگین کبوتران قدسی
خانه به خانه مرثیه وپرسی
تاکی سکوت و هجرت وغریبی ؟
تا کی در انتظارفاروقی وایوبی
برخیزوبرین روزبایستی گریست
گر چه شب یلدائئ را هم فجر یست |